دانش آموز شهید سید حسین منافیان

« باسمه تعالی »

 مشخصات شهید:

نام و نام خانوادگی

سید حسین منافیان

نام پدر

قدرت الله

نام مستعار

—–

تاریخ تولد

۱۳۴۶

محل تولد

فرخشهر

استان

چهار محال و بختیاری

**************************************************

 وضعیت تحصیلی شهید:

مقطع تحصیلی

راهنمایی

سال تحصیلی

۱۳۶۱

شهر محل تحصیل

فرخشهر

آموزشگاه

—–

شهرستان

شهرکرد

استان

چهار محال و بختیاری

**************************************************

کارنامه ی عملیاتی:

نام عملیات

منطقه عملیاتی

تاریخ عملیات

مسئولیت در عملیات

۱

والفجر ۴

مریوان

۱۳۶۲/۰۷/۲۷

تک تیرانداز

**************************************************

آخرین عملیات:

نام عملیات

تاریخ شهادت

محل شهادت

تاریخ دفن شهید

مفقود الاثر

والفجر ۴

۱۳۶۲/۰۷/۲۹

مریوان

۱۳۶۲/۰۸/۰۶

—–

 **************************************************

زندگی نامه شهید:

سید حسین در سال ۱۳۴۶ در خانواده ای مذهبی و فقیر به دنیا آمد و دوران کودکی و نوجوانی را در شهر فرخشهر سپری نمود.وی در سن ۶ سالگی وارد دبستان شد و بعد از طی نمودن دوره ابتدایی وارد مقطع راهنمایی شد،که این دوره تحصیل او همزمان با مفقود شدن برادرش قاسم بود.که همین امر باعث گردید تا زمزمه رفتن به جبهه سر دهد.اما به صغره سنش این توفیق را به دست نمی آورد.اما بالاخره در سن ۱۵ سالگی وارد بسیج شد و خود را برای رفتن به جبهه و سپری نمودن دوره آموزشی آماده کرد.وی پس از پایان دوران آموزشی راهی جبهه غرب شد و تا روز شهادتش در جبهه حضور فعال داشت.او طی یک مرخصی ۱۲ روزه به زادگاهش بازگشت،و دوباره راهی جبهه شد و سرانجام در عملیات والفجر ۴ به درجه ی رفیع شهادت نائل آمد.

**************************************************

خاطره ای از شهید:

فعلا خاطره ای از این شهید بزرگوار در دسترس نیست.

**************************************************

وصیت نامه شهید:

بسم الله الرحمن الرحیم

سپاس خداوندی را سزا است که توفیق سپاسگذاری نعمت هایش را به ما داد.

برادران و خواهران عزیز تقوا پیشه کنید،که تقوا موجب نزدیکی به خدا است،و راهی است برای وارد شدن به بهشت.قدر امام را بدانید که شکر نعمت و قدردانی از نعمت موجب افزایش نعمت است.مادران عزیز مبادا مانع شوید که فرزندانتان به جبهه بروند که فردای قیامت در مقابل حضرت زهرا(س)رو سیاه می شوید.

مادر!

من تفنگ افتاده برادرم را بر دوش می گیرم،و شما هم هیچ ناراحتی به خود راه ندهید،چون برای شما افتخار است فرزندانتان را به خدا بسپارید.

پدر و مادر گرامی و بزرگوارم و خواهران و برادرانم،از شما می خواهم که حقتان را بر من حلال کنید چون من آنطور که باید برای شما فرزند و برادر خوبی نبودم.

امیدوارم که راه من و راه تمامی شهیدان را ادامه دهید،به امید پیروزی رزمندگان اسلام در جبهه ها…

۱۳۶۲/۰۷/۲۴

سیدحسین منافیان

**************************************************

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *