دانش آموز شهید بهرام مولایی آرپناهی

« باسمه تعالی »

 مشخصات شهید:

نام و نام خانوادگی

بهرام مولایی آرپناهی

نام پدر

سلطانعلی

نام مستعار

——–

تاریخ تولد

۰۱/۰۹/۱۳۳۶

محل تولد

روستای شیخ علی خان

استان

چهار محال و بختیاری

**************************************************

وضعیت تحصیلی شهید:

مقطع تحصیلی

دانش سرا

سال تحصیلی

۱۳۶۲-۱۳۶۱

شهر محل تحصیل

شهرکرد

آموزشگاه

دکتر علی شریعتی

شهرستان

شهرکرد

استان

چهار محال و بختیاری

 **************************************************

کارنامه ی عملیاتی:

نام عملیات

منطقه عملیاتی

تاریخ عملیات

مسئولیت در عملیات

۱

والفجر مقدماتی

فکه

۱۳۶۱/۱۱/۱۸

فرمانده گروه مخابرات لشکر

۲

محمد رسول الله

منطقه ی طویله عراق

۱۳۶۰/۱۰/۱۲

فرمانده گروه مخابرات لشکر

۳

والفجر ۱

شمال غربی فکه

 ۱۳۶۲

 —————

 **************************************************

آخرین عملیات:

نام عملیات

تاریخ شهادت

محل شهادت

تاریخ دفن شهید

مفقود الاثر

والفجر ۱

۱۳۶۲/۰۱/۲۵

شمال غربی فکه-بلندی های حمرین

۱۳۶۲/۰۱/۲۵

—–

**************************************************

زندگی نامه شهید:

شهيد بهرام مولائي در آذرماه سال ۱۳۳۶ در يك خانواده عشايري از عشاير منطقه كوهرنگ استان چهارمحال و بختياري و روستاي شيخ عليخان متولد شد،دوران كودكي را در دامان پدر و مادري مهربان سپري نمود .دوران ابتدايي را نیز به اتمام رسانده و بعد از اتمام دوران ابتدايي اش به شهرستان شهركرد جهت ادامه تحصيل عزیمت نمود.اين دوران مصادف بود با پيروزي انقلاب اسلامي،و در حاليكه در اين زمان هم خانواده او جز عشاير بودند و هم او مجبور بود ۹ ماه از سال را به دور از خانواده به سر برد جزء اعضاي فعال بسيج روستاي شيخ عليخان بود،عضويت امور تربيتي كتابخانه مدرسه را بر عهده داشت و همچنين يكي از مدافعين انقلاب اسلامي و پيرو استاد مطهري بود.با علاقه ای كه به شغل معلمي داشت همواره رهرو اين شهید و بزرگوار بود.ايشان در بين عشاير بختياري به عنوان يك مبارز سرسخت به تبليغ  دين اسلام پرداخت.بعد از اتمام دوره راهنمايي،دوران دبيرستان را در هنرستان كشاورزي دكتر علي شريعتي در رشته مكانيكي ادامه داد تا بتواند به جامعه خود كمك و خدمت كند.وی در سال ۱۳۶۰ سال دوم رشته مكانيك را به اتمام رساند و در امتحان دانشسرا شركت كرده واين آزمون را مانند تمام،آزمونها ي زندگيش با موفقيت گذراند.او با مطالعه ی كتاب هاي فراوان در مورد زندگي بزرگان دين و شركت فعال در برپايي دعاهاي كميل و ندبه و… در روستاي شيخ عليخان،زمينه آشنايي مردم اين ديار را با دین مبین اسلام فراهم نمود و سرانجام پس از سه بار شركت در جبهه هاي حق عليه باطل در ۲۲ فروردين سال ۱۳۶۲ به درجه رفيع شهادت و آرزوي ديرينه خود رسيد.

**************************************************

سجایای اخلاقی:

شهيد فردي پرحوصله،شوخ طبع،مهربان،خداترس و دلسوز بود.

**************************************************

خاطره ای از شهید:

این شهید بزرگوار در دوران ابتدایی به معلم خود علاقه وافری داشتند و دوست داشتند که هدیه ای به عنوان تشکر و یادگاری برای ایشان فراهم کنند،لذا در روزهای پایانی سال با نزدیک شدن تعطیلات نوروز،تصمیم گرفتند قبل از مراجعه معلم به منزلشان یک چوقا(لباس محلی قوم غیور بختیاری) برای معلمشان تهیه نمایند.در همین راستا با همکلاسی های خود مقداری نخ مخصوص تهیه کردند و از مادر خود خواست تا این هدیه را هر چه زود تر تهیه کند.مادر که از عشق فرزند عزیزش به معلم و ذوق و شوق او برای تهیه این لباس با خبر بود تمام شب را بیدار ماند تا در زیر نوری که خود شهید و همکلاسی هایش با سوزاندن هیزم و برافروختن شعله های آتش تهیه کرده بودند،لباسی را که معمولا ۱۵ روز برای تهیه اش وقت لازم است یک شبانه روز آماده کند تا فرزندش را در رسیدن به آرزوی کوچک اما زیبایش یاری کند.این لباس توسط خود شهید به معلم گرامی اش جناب آقای حسین عبدالهی اهداء گردید.

 **************************************************

وصیت نامه شهید:

بسم الله الرحمن الرحيم

(( قل ان صلاتي و نسكي و محياي و مماتي لله رب العالمين ))

خدايا تو خودت ميداني كه هدفم رضاي تو بوده و اگر از روي نادانيم براساس اين آيه شريفه عمل نكرده از روی كرم و بخشندگي خودت مرا ببخش.چون لازم دانستم كه وصيت نامه اي بنويسم،قلم بدست گرفتم تا چند كلمه اي را روي اين كاغذ سفيد بنويسم.

زماني قلم بدست گرفته ام براي نوشتن وصيت نامه خود كه احساس میکنم لحظات حساسی است،زيرا كه اسلام اين دين مقدس محمدي (ص) در خطر است. اين دين بر حق خدا كه همه ابرقدرتهاي شرك آلود در صدد نابودي آن برآمده اند.و زماني قلم بدست گرفته ام كه اين انقلاب اسلامي كه خونبهاي هزاران شهيد و معلول است و برخاسته از بطن اين دين الهي است از همه طرف مورد تهاجم سريع جهانخواران ملحد و از خدا بي خبر قرار گرفته است،اما فراموش نكنيم كه ما خدا را داريم و از او نصرت مي خواهيم و در هه موارد پيروزيم.

سخني چند با امت شهيد پرورمان!

اگر مرا بعنوان فرزندي از اين مرز و بوم قبول داشته باشید.

شما اي امت قهرمان و اي امت مسلمان بقيه الله پاسدار خون شهيدان و انقلابي كه از خون آنها به ثمر رسيده است،باشيد.

هميشه گوش بفرمان امام امت خميني بت شكن باشيد و با وحدت و انسجام خود پوزه دشمنان دين خدا را به خاك بماليد و شعار (هیهات من الذلله) را فراموش نكنيد،زيرا اگر خيري مي خواهيد بايد نزد همين روحانيت اصيل طلب نمائيد. ما ضربه خوردن مردم كوفه را نبايد فراموش كنيم.

و اما شما ای پدر و مادرم!

شما در قبال من رنج ها و زحمات زیادی كشيديد،ولي مي دانم كه من نتوانستم جوابگوي زحمات شما باشم،اميد است كه مرا حلال كنيد و اين نكته را لازم دانستم متذكر شوم که همانطوري كه خودتان ميدانید و مطلع هستيد،كسي مرا به جبهه نفرستاد جز اينكه خود لازم دانستم كه به جبهه بروم،و برعليه دشمنان دين مقدس الهي بجنگم.

از شماها مي خواهم كه در عبادات كوتاهي نفرمائيد و از تمام وابستگانم برايم طلب حلاليت نمائيد و هميشه و در همه وقت گوش بفرمان روحانيت اصيل و مبارز باشيد.برايم ناراحت نباشيد زيرا همه اين شهيدان نبز به پدر و مادرشان وابستگی زيادي دارند،و اگر ناراحت شديد براي همه شهيدان اندوهگین شوید و گریه کنید.زيرا اسلام براي تداومش خون مي خواهد.

خود بوضوح مي دانم كه اگر لياقت پيدا كردم و شهيد شدم جاي مرا عشاير مسلمان و سلحشور بختياري پرخواهند كرد،زيرا وفادار به اسلام و انقلاب هستند و نه برخاسته از دنياي تهي.

از برادران عشایری كه در حال خدمت هستند مي خواهم كه بيشتر به اين عشاير مسلمان و حزب الهي خدمت کنند و آنها را بيشتر به فرهنگ و معارف اسلامي آشنا نمایند و چون محصل هستم احساس نمودم كه بايد چند كلمه اي هم خطاب به معلمين گرامي و محصلين عزيز بنويسم .

شما اي معلمين محترم!

شما كه مقام پيامبري را برگزيده ايد،مسئوليت شما بسيار سنگين است لذا بايد به بهترین شکل اين فرزندان امت شهيد پرور را آماده نمائيد كه دشمنان  قسم خورده اسلام و انقلاب اسلامي درصددند در آينده به اسلام و اين انقلاب اسلامي كه خونبهاي شهيدان و معلولين زياديست ضربه وارد كنند.بهوش باشيد و با روحانيت در همه موارد ارتباط داشته باشيد.

از كسانيكه اگر خدا لطف و عنايتي به من كرد كه در تشييع جنازه ام شركت مي كنند،مي خواهم هنگام خاكسپاري دستهايم را باز و بيرون از تابوت بگذارند تا اينكه مقام پرستان و مادي گراها و ثروت اندوزان از خدا بي خبر بفهمند كه كسي چيزي را با خود نمي برد جز عمل صالح.

مرا در روستای خودم یعنی شيخ عليخان ودر بالاي زمين نثار دفن نمائيد چرا که آن زمين را به شهداء وقف نموده ام.

برادر شما بهرام مولائي

خدايا – خدايا – تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار .

**************************************************

One thought on “دانش آموز شهید بهرام مولایی آرپناهی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *